السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

25

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

داستان حكومت « علقمة بن علاثهء كلبى » نيز بعد از ارتدادش با روايتهاى سيف تناقض دارد . اين خبر در كتاب « اغانى » اصفهانى ، و نيز در كتاب « اصابهء » ابن جر ، ضمن شرح حالى كه برايش نگاشته‌اند بشرح زير آمده است : علقمه در زمان رسول خدا ( ص ) اسلام آورد و از مصاحبت حضرتش برخوردار شد . ولى پس از آنحضرت و در زمان خلافت ابوبكر از اسلام روى بگردانيد و مرتد شد . ناچار ابوبكر ، خالد بن وليد را بطلب او فرستاد و چون علقمه از اين موضوع با خبر گرديد خود را پنهان ساخت . مىگويند بعدها علقمه عذرخواهان ، به خدمت خليفه بازگشت و از نو اسلام آورد . مطالب زيرا را نيز ابن حجر دربارهء علقمه در « اصابهء » خود آورده است : عمر در زمان حكومت خود علقمه را بجرم شرابخوارگى حدّ شرعى زد ، علقمه از اين كار آزرده خاطر شده مرتد گرديد . پس روى به ديار روم نهاد ، و بر امپراطور روم وارد شده خود را معرفى نمود . امپراطور مقدم او را گرامى داشت و در مقام شناسائى او ، از وى پرسيد : - تو ! پسر عموى « عامر بن طفيل » هستى « 1 » ؟ علقمه كه از اين نحو سؤال امپراطور شخصيتش درهم شكسته شده بود ، رنجيده خاطر شده بخشم آمده گفت : - مثل اينكه تو مرا جز بوسيله‌ى عامر نمىشناسى ؟ ! پس برخاست و بيرون آ مد و به مدينه بازگشت و اسلام آورد ! اما داستان حكومت يافتن علقمه از جانب خليفه عمر ، در كتابهاى « اصابهء » ابن حجر ، و « اغانى » ابو الفرج اصفهانى آمده است كه ما آن را از كتاب « اغانى » نقل مىكنيم : علقمه پس از روى گردانى از اسلام و مدتها آوارگى و دورى از شهر مدينه ،

--> ( 1 ) . برخوردى شديد بين ( علقمه و عامر ) روى داده كه اخباريون آن را آورده‌اند و ما از لحاظ عفت قلم از ترجمهء آن خوددارى كرده‌ايم . خواستاران شرح آن ، به « اغانى » اصفهانى چاپ ساسى ( 15 / 50 ) مراجعه كنند . در هر حال علت رنجش علقمه از عامر ، و موجب پرخاشش به امپراطور روم همان داستان بوده است . مترجم